تبليغاتX
حســـــــــــــین«ع»،همـــــدم تنهایی من


حســـــــــــــین«ع»،همـــــدم تنهایی من

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

1-منتظر باش ، متوقف مباش

          2-تأمل کن ، معطل مکن

                 3-جسور باش ، گستاخ مباش

                        4-سر سخت باش ، لجباز مباش

                            5- صبور باش ، بی خیال مباش

                              6- شتاب کن ، شتاب زده عمل مکن

                                       ۷ - ساده باش ،ساده لوح مباش

                                                           8-بگو آره ، مگو هرگز

                                                                   ۹- بگو نه، مگو هرگز

                                                                        10- بگو برایت می مونم ، مگو برایت میمیرم

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387| ساعت 14:48| توسط فرشاد | |

 حسین (ع) الگویی است برای همیشه تاریخ و عاشورا درسی است برای زندگی.این ماییم که درس را باید درست بخوانیم و تکالیفش را درست و به موقع انشا کنیم.عاشورا یعنی برخاستن.عاشورا یعنی تاثیر گذاری.عاشورا یعنی حرکت.عاشورا یعنی هجرت.

دکتر شریعتی:«آنان که رفتند،کاری حسینی کرده اند و آنان که مانده اند،باید کاری زینبی کنند و الا یزیدی اند»

اگر حسین(ع) روزی رسالتی داشت و حرکتی را در سایه آن آغاز کرد ، ما نیز امروز رسالتی داریم و باید در ذیل آن رسالت هجرت کنیم.سرفصل های ایندو رسالت و این دو هجرت با هم تفاوتی ندارند.حسین(ع)یک اسطوره خیالی صرف نیست.حسین(ع)برگزیده ای از برگزیدگان پروردگار است که باید به ما درس حیات بیاموزد."یا ایها الذین امنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم".اگر امر برگزیده الهی را اجابت کردیم به حیات واقعی رسیده ایم و "لا حیات مع الظالمین الا برما"آن چیز که در پرتو مادیات و خمودگی و عشرت فراهم می آید،حیات نیست حتی اگر به دروغ لقب حیات به آن داده شود.

باید همه چیز را از اول مرور کنیم و به عبرت ها توجه کنیم.رهبر انقلاب اسلامی:«عبرت گیری از عاشورا این است که نگذاریم روح انقلاب در جامعه منزوی و فرزند انقلاب گوشه گیر شود.»

عبرت گیری آن است که افراد رسالتشان در تبیین حق را درست بشناسند و با تمام وجود آماده هجرت شوند.هاجروا الی الله.

 

                                                                

فراق پدر

چهل روز است که من بابا ندارم

                                      چهل روز است که دلداری ندارم      

چهل روز است اسیرم،سنگ خوردم

                                           برای جان دادن، جان ندارم  

چهل روز است مصیبت ها بدیدم    

                                             ز درد تازیانه ، نا ندارم

چهل روز است پدر را من ندیدم       

                                      در آغوشش دگر من جای ندارم   

چهل روز است یتیمم ،نی سکینه        

                                          جز آغوش پدر، آرام ندارم 

پدر عشق است، پدر نور است، پدر جان            

                                      پدر هستی است،من هستی ندارم

نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387| ساعت 14:56| توسط فرشاد | |

                                    

لیلی و مجنون ها

او می گفت که با من شاد است*********در کنارم از هر دو جهان آزاد است

می گفت بهتر از تو نیستش لایقم *******گاه میگفت وای اگر که او نباشد لایقم

روزها شب میشد و شبها روز***********آتش عشق روشن و همراه ِ سوز

هیچکس از بهر من لیلی نبود***********جز یارم در جهان میلی نبود

شور و شوق و اشتیاق و شادی**********کار، انگیزه، هدف، آزادی

ناگهان زلزله آمد همه بر سر شد خراب*********آن خوشی ها و هدف ها شد سراب

لیلی من مجنون دیگری را یار دید***********زندگی را در کنارم تیره گون و تار دید

حال،من ِ خوشبین تنها ماندم**************مجنونم ولی با غصه تنها ماندم

بی وفا دنیا ،گناه من چه بود؟************آن خوشی هایی که گفتی پس چه بود؟

لیلی ای نیست تا مجنون شوم***********قلب او جای ندارد تا که من محبوب شوم

کاش دنیا،لیلی ای نداشت*************کاش مجنون بهر عشق میلی نداشت

کاش دنیا،شادی ای نداشت***********کاش مجنون از خود آزادی نداشت

کاش لیلی لحظه ای مجنون شود**********کاش دمی مجنون را مدیون شود

کاش کتاب شعر، لیلی ای نداشت*********کاش نه لیلی حتی مجنونم نداشت

آن کتاب نامش مجنون بود و لیلی**********او برای مجنون ها نبودش هیچ میلی

آه یاران لیلی و مجنون که افسانه نیست*********هرکه شد مجنون دگر دیوانه نیست

لیلی ِ شاعر فقط مجنون داشت**********در دلش تصویر یک مجنون داشت

قصه لیلی و مجنون ها را بشنیده ای؟*******غصّه مجنون بی لیلی را بشنیده ای؟

بس کن فرشاد حرف هست و خریدارش نیست*******دل بیمار تو را کس مداوایش نیست

شاعر:خودم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387| ساعت 12:3| توسط فرشاد | |

ملت ایران بار دیگر مشتی محکم بر دهان استکبار جهانی زد و امید دشمنان را ناامید ساخت.
 
احمدي‌نژاد با اشاره به تهديدهاي گذشته دشمنان مبني بر حمله به ايران، گفت: با صداي بلند اعلام مي كنم كه اكنون به لطف الهي و با ايستادگي ملت ايران سايه تهديد براي هميشه از سر ملت ايران برداشته شده است.
 
 
                   
                      حضور پرشور اقشار مختلف مردم تهران در راهپيمايي بيست و دوم بهمن
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387| ساعت 17:58| توسط فرشاد | |

                           

نميدونم از كجا بايد شروع كنم،خيلي سعي كردم بزرگ بنويسم دهه فجر مبارك،اما..وقتي فكر ميكنم ميبينم هنوز اربعين امام حسين نرسيده من براي فاميل 40 روز مشكي از تن در نميارم و عزادارم اين كه ارباب حسين هست و با همه فرق داره نگو دارم جانماز آب ميكشم،دست خودم نيست نميشه تبريك بگم ديگه گير نده.هنوز دلم با كاروان عمه جان زينب داره طي مسير ميكنه،اما امروز حرف دارم،گله دارم.جاي تبريك ميخوام گله كنم،از بعضي دولتي ها،از بعضي انقلاب نماها.حرف اصليم با اونهاست كه به كمك صداوسيما همه كار ميكنند.روزي كه همه با امام خميني بيعت كردند هدف زنده كردن عاشورا و امام حسين بود.امروز چه؟از شب سوم شهادت آقا ورق برگشت،شروع كرد صداوسيما تبريك دهه فجر و انقلاب،چون انقلاب روزنه خوبي براي فساد و پول دار شدن يه عده شده،حسين كيه،انقلاب رو عشقه،بايد تبريك گفت،تبليغات شروع شد،هنو محرم تموم نشده بود .به قول حاج منصور ارضی :« دهه فجر دهه بیداری است نه دهه ساز وآواز و رقاصی و... نه اینکه با این حرکات حرمت ماه صفرشکسته شود».

به بهانه نشون دادن بدي خانواده پهلوي راحت زنها رو با دامن هاي كوتاه نشان دادند يعني انقلاب منقلب شده حالا ميشه زن هارو نشون داد،خوب صداوسيما بايد مهمان دعوت ميكرد كيا اومدن از انقلاب گفتند و از بدي پهلوي؟يه مشت آدمي كه فساد اقتصادي و خوردن بيت المال حرفه اصليشونه و اون زمان يه پس گردني هم نخوردن از انقلاب حرف ميزنند،مردك خوب بلده سخنراني كنه و از انقلاب بگه ولي نميگه امام آن زمان 6ماه اخراجم كرد و از خودش دورم كرد،هموني كه ميره مشهد سخنراني ميكنه ميگه دروغ هست كه امام زمان شمشير ميكشد بر دشمن،امام زمان مذاكره ميكنه.يه عده با لباس پيامبر يا پيشاني سياه كرده كه لابد از امام و علما و مراجع بيشتر عبادت ميكنند خيلي بي حيا و خدا نترس هستند.

هرغلطي ميكنند به اسم دين و انقلاب آخرش هم همه تقصيرها ميفته گردن دين و انقلاب و مقام معظم رهبري.مردم رهبري خيلي مظلومه اطرافش كفتارهاي گرگ صفتي جمع شدند كه تو كشور همه اورو بد ميدونند بعد از لبنان و فلسطين ميان خدمتش خط ميگيرند ميرند پيروز ميشند،بعد نگي چرا امام زمان ظهور نميكنه،آقاي خامنه اي كه يك رهبر ديني است رو اطرافيان دين نما گرفته اند و اگه ميشد شك نكنيد تاحالا كشته بودنش همونطور كه شهيد بهشتي و مطهري رو كشتند همونطور كه بعد وفات امام فرزند جوانش را كشتند و كسي نفهميد چه شد به نوه او هم اجازه كوچكترين نقشي ندادند و امام و خانواده ش رو از عرصه محو كردند،شهادت حضرت رقيه رو حتي تسليت خالي هم نگفتند ولي احمق ها ميلاد امام موسي كاظم كه عزادار جدشه رو تبريك ميگند. دشمنان دين و انقلاب كه انقلاب رو ابزار رسيدن به دنياشون كردند از انقلاب حرف ميزنند و خود را دايه انقلاب ميخونند.از كجا بگم؟حالا هم كه يكي پيداشده دلسوز مردمه و درآن روزهاي سخت تونست از حق ايران تو سازمان ملل دفاع كنه و با سفر به امريكا شخصيت ايراني رو معرفي كنه و حق انرژي اتمي رو بگيره و دست بيت المال خورهارو قطع كنه آقايون بهشون برخورده،يكي ميگه ماليات نميدم اون يكي ها نامه به رهبري ميدند كه به اين بچه بگو به پاي ما نپيچه،كدومشون اين مدت توي يك روز 900 تا پروژه افتاح كرد؟كدوم به روستاها و شهرها سفر كرد و گره باز كرد؟

.اون فوتباله،سينما كه نگو اصلا امكان نداره زنها سيگار نكشند سگ عادي شده توي فيلمها بايد باشه،زن ها گريم ميكنند در حد عروس بعد دوربين زوم ميكنه رو چهره هاي شيطانيشون هركدومشون رو هم يا توي پارتي ميگيرند يا فيلمهاي خرابشون درمياد ،كي قراره بيدار بشند از خواب معلوم نيست،خوب بلدند از مداحي و عزاداري مردم انتقاد كنند ولي خودشون هر كاري كنند اشكالي نداره.مردم ماهرچه داريم از حسين داريما،كمك كنيد امروز جنگ افكاري شروع شده ها،مردم همين داخلي ها خطرناكتر از خارجي ها هستندا،قصدشون كمرنگ كردن محرم و ازبين بردن نام حسينه،صداو سيماشون رو بسيج كردند براي ازبين بردن دين و حسين،بگوش باشيم.نكنه اشتباه يه عده رو به اسم دين و انقلاب و امام و رهبري بنويسيما.نزديك انتخاباتم هست هشيار باشيم،الان دشمناي انقلاب تبليغاتشون رو شروع كردند،درد رو ببينيد،زنيكه عايشه صفت نوشته درباره خاتمي «حسين زمانه ! براي احياي دين جدت قيام كن و براي احياي انقلابي كه پدرت روح الله خميني رهبري كرد.تو نشستن را مپسند ما هم زينب وار پشتيبانيت مي كنيم و آمده ايم براي بيعت براي تجديد پيمان و محكم كردن ميثاق ها

.اينه كه ميگم هشيار باشيم با استفاده از دين مردم رو فريب ميدند،اين حسين زمان كه ميگند كسي بود كه با آزادي رابطه مخفي دخترو پسر اين فساد را به بار آورد كه نه دختر سالم ميتواند به پسرها اعتماد كند و نه پسر سالم به دخترها،كسي بود كه اجازه داد وهابي ها تو دانشگاه ثبت نام كردند،كسي كه هواپيما شخصي و ماشين سفارشي 300 ميليوني آن زمانش آخر رياستش رو شد.

اون بدبخت پست هم كه بايد حامي جانبازها باشه ميره مدال ميده به صهيونيستي و باعث اعتراض جانبازها ميشه.اصلا جانباز كيه؟اونا جاندادند انقلاب و مقام رو دادند به يه عده شيطان صفت و خودشون دربه در دنبال دارو هستند و شب و روز درد ميكشند.من ديگه چيزي نگم بهتره ولي ازشون نميگذرم،بهتره حرفهاي يك دختر جانباز رو باهم بخونيم،كاش بشه به دست اون نامردها رسوند اگه شد براشون ببريد و دهه فجرشون رو تبريك بگيد.

به نام خدا

 اگر حرفهای ما خوب یا بدِ *** نامه ی یه دخترِ جانباز هفتاد درصدِ

غمهای دنیا تو قلب کوچیکش جا نمیشه***مردی که این نامه رو بفهمه پیدا نمیشه

وزرا،آی وکلا ، آی رؤسای بی وفا***آی اون هایی که پل زدین به روی خون شهدا

آی اونهایی که شاه شدین میخواین همه گدا بشند***جانبازها وسیله ی تبلیغات شما بشند

میتونید جاتون رو با بابام یه شب عوض کنید؟*** خنکی ویلاهاتون رو با تب عوض کنید؟

میتونید یه عمر به جای پا، با ویلچر راه برید؟***اینطوری دیگه نمیشه دنبال گناه برید

میدونید قطع نخایی ز گردن یعنی چه؟***میدونید حرکت ترکش ها تو تن یعنی چه؟

شمال و کیش و دبی خوبه که سنگر نداره***چی میگی اونجاها دیگه ،زخم بستر نداره

اونی که دغدغه ی دارو و بنیاد نداره***بایدم بگه جانبازی داد و فریاد نداره

بهار عمر بابام ،خدا چه زود حروم میشه*** وسط برج که میشه حقوقشم تموم میشه

با دل خسته و با خجالت خیلی زیاد***از رفقای دیگش یکم پول دستی میخواد

آی اونهایی  که شبهای برجهاتون مثل روزِ***نمیخواد واسه بابام سنگ دلاتون بسوزه

آی اونهایی که تو افطاری های شاهونتون***همه جور آدم باهم جمع میکنید خرد و کلون

روزه هاتون قبوله ایشالله کربلا برید***ولی از راهی نرید که ریخته خون ها به زمین

برا شما ها بدونید نماز هم نمیمونه***یکی دوسال دیگه یه جانباز هم نمیمونه

سکه و تِراولهای رنگارنگ مال شما***دردها مال ما، غنیمت های جنگ مال شما

موتور سه چرخه تو گرما و سرما مال ما***ماشینهای خوب مال شما و دردها مال ما

خوب دارید حال میکنید، بابام داره درد میکشه*** سوزش جراحاتش بدتر از صد تا آتیشه

وقتی که بابام دیگه حالش خیلی خراب میشه***عکس یارای شهیدش توی چشماش آب میشه

سلام ماروهم به محضر آقا برسونید***سلام ماروهم به یار سر جدا برسونید

 

متن بیانات مداح اهل بیت حاج منصور ارضی در این زمینه

 

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387| ساعت 12:4| توسط فرشاد | |

اصل حرّیت و آزادگی

آدمی تا زمانی که به آزاد منشی نرسد و از اسارت نادانی و گمراهی آزاد نشود،به هیچ کمالی دست نمی یابد.امام حسین«ع»با نهضت و شهادت خود راه آزادگی را بر همگان گشود.در زیارت اربعین امام حسین منقول از امام صادق آمده است:«او جان(خون قلب)خود را در راه تو «خدا»داد تا بندگانت را از جهالت و نادانی و سر گردانی در گمراهی برهاند.»1

تا زمانی که انسان در اسارت وابستگی های دنیوی و دلبستگی های نفسانی است نمیتواند به سوی مقصد والایی که بر آن آفریده شده است سیر نماید.انسان برترین آفریده خداوند است و نباید در مرداب پستی ها بگندد و در سراب هواها بپوسد و نباید نام و نان به اسارتش کشد.

انسان لایق رسیدن به همه کمالات است؛چرا باید به سیطره یزیدیان در آید و بندگی غیر خدا نماید و از عظمت خود بیگانه گردد و فریب دنیا خورد و آخرت خود را به بهایی اندک از دست دهد؟

«آنان که بر ضد آن حضرت همدست شدند،کسانی بودند که دنیا فریبشان داد و بهره خود را در ازای بهایی ناچیز فروختند و آخرت خود را در مقابل بهایی اندک از دست دادند و بزرگی نمودند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند.»2

در مقابل اینان کسانی نیز بودند که دعوت حسین به آزادگی را دریافتند و خود را از اسارت جز خدا رها نمودند و به حق پیوستند.حر بن یزید ریاحی از جمله انان بود.سرگذشت حرّ،سرگذشت هر انسانی است که بخواهد آزادگی اختیار کند؛راه گشاده است،پیش از آنکه فرصت از دست رود.

علی«ع»میفرمایند:«آیا آزاده ای نیست که این خرده طعام در کام(دنیا)را بیفکند و برای آنان که در خور آنند واند؟جانهای شما را بهایی نیست جز بهشت جاودان،پس مفروشیدش جز بدان.»3

مهاجر بن اوس که در سپاه عمربن سعد بود متوجه حال دگرگون حر شد و او را لرزان دید پس بدو گفت:من در کار تو درمانده ام،تو را چه میشود؟این چه حالی است تو پیدا کرده ای؟تو دلاورترین افراد کوفه ای.حّر پاسخ داد:به خدا سوگند خود را میان بهشت و دوزخ متحّیر می یابم،و به خدا سوگند اگر پاره پاره شوم و پیکرم به آتش بسوزد جز راه بهشت را اختیار نمی کنم.

در روز عاشورا وقتی حرّ شهید شد امام حسین درباره اش فرمود:«همچنان که مادرت تو را حرّ نامید،تو واقعاً در دنیا و آخرت حرّی.»4

هر انسانی آزاده به دنیا می آید و حق نیست که جز به بندگی خدا تن دهد.

علی«ع»فرموده است:«بنده دیگری مباش در حالی که خداوند تو را حرّ آفریده است.»5

تربیت در بستر حرّیت،بهترین زمینه سیر آدمی به سوی کمالات انسانی است و کمال تربیت دینی این است انسانها خداوند را از سر حرّیت بپرستند،نه از ترس آتش و جهنم،و نه به امید حور و نعیم.

امام حسین بالاترین بندگی را اینگونه معرفی کرده است:«مردمی خدا را به امید بخشش پرستیدند،این پرستش بازرگانان است؛و گروهی وی را برای سپاس پرستیدند،این پرستش آزادگان است.»6

منابع:

 

1-مفاتیح الجنان،زیارت اربعین امام حسین«ع»

2- مفاتیح الجنان،زیارت اربعین امام حسین«ع»

3-نهج البلاغه،حکمت 456

4-أنساب الاشراف،ج 3،ص 397؛تاریخ طبری،ج 5،ص428؛مقتل الخوارزمی،ج 2،ص 11

5-نهج البلاغه،نامه 31

6-تحف العقول،ص 175

 

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387| ساعت 11:42| توسط فرشاد | |

باسمه‌تعالي

قال رسول‌الله(ص): «حُبُّ عَلِیٍّ (ع) عِبادَۀٌ وَ لا یَقبَلُ اللهُ ایمانَ عَبدٍ الّا بِوِلایَتِهِ وَالبَرائۀِ مِن اعدائِِِهِ؛     دوستی علی (ع) عبادت است و خداوند ایمان هیچ بنده ای را جز با دوستی علی (ع) و بیزاری از دشمنان او نمی پذیرد»

ارشاد القلوب/209

                                                                                 

                                                                              

آقام حسين،حسين،تو كه هستي؟تعريفت از عشق چيست؟خدات كيه؟من از كي تورو شناختم؟آقا فداي مظلوميتت بشم،هنوز عده اي درحال بريدن سر دينت هستند،هنو عده اي درحال لگدكوب كردنت هستند،تو مگه حرفت چيست؟آخه اسلام چه حرف نامربوطي ميزنه؟چرا ارمني نشناخته عاشقت ميشه ولي عده اي مدعي بهت پشت ميكنند،كاري كه تو كردي بايد همه عاشقت ميشدند ولي ببين چه تهمت هايي  بهت زدند!چرا عده اي افسار دست شيطان داده و هرحرفي رو ميشنوند از هركي نفهميده بلغور ميكنند؟آخه تحريف كردنت تا چه حد!من خجالت ميكشم بگم چه چرندياتي رو به تو نسبت ميدهند،خودت ميدوني،واي كه اگر مادرتو اسمش فاطمه نبود اگر رحيميت خدا در وجودش نبود اگه فقط با سر اشاره ميكرد تمام دنيا مي سوخت و همه عذاب ميشديم،اون و فرزندانش در عزاي تو ولي بقيه خوابند،درد اينه كه حيوانات عزادار تو هستند ولي انسان هاي حيوان صفت كه آبروي انسانيت رو بردند هنوز ساعتي از ظهر عاشورا نگذشته به دنياشون ادامه دادند،حسين كشته شد ،خيال همه راحت شد،

شام غريبان هم كه شده شب عشق بازي دختر پسرها كنار هم تو خيابون شمع روشن كنند،جاي تو كجاست؟،هدف تو چي بود؟مهم نيست حرف تو چي بود،نادان ها ميگند اتفاقي 1400 سال پيش يه اتفاق افتاده،نميدونند تورو هرسال دارند مي كشند،كربلا هرسال بدتر داره اتفاق ميفته،عزادار تورو عقب مونده ميخونند،تو كه همتا نداري عقب افتاده و خارجي هستي و الگو شراب خوارهاي غربي يزيد صفت هستند،صدا و سيما كه دشمن اصلي دين و سردسته همست،الكي نيست كه بعضي مراجع أن را حرام اعلام كردند،ديگه نه حرفي از محرم زده ميشه نه تو،درد بزرگي است كه منجي عالم از كوفيان زمان پنهان شده،هنو نيومده اورا افسانه ميپندارند واي به روزي كه بياد،درد اينه كه هنوز 300تا يار تو دنيا نيست براي كمك به او تا ظهور كند،اگه تا 2،3،نيمه شب جشن هاي شيطاني عروسي ها طول بكشه و مزاحم أسايش مردم بشوند هيچ كس اعتراض نميكنه ولي كافيه صداي اسم تو و خدايت از بلندگوي هيئتي به گوش برسه فحش ميدهند،أري اگر 1400سال پيش عده اي نامه دادند و زير قولشون زدند قبل اين عالم هم خيلي ها قالو بلي گفتند و حال زيرش زدند،انگار نه انگار اونها هيچ بودند و خداي تو از آب بي ارزش پستي اونها رو بوجود آورده و ازخود چيزي ندارند،انسانيت فقط پركردن شكم وشهوته؟پس فرق ما با الاغ چيست؟تو كه دعاي عرفه ات همتا نداره از لحاظ عرفان و ادبيات و فهم وكمال،تو كه پدرت علي ع هست كه نهج لبلاغه اي دارد كه بلانچارد مسيحي ميگه الگوي مديريتي من اين كتابه،كسي كه بدون اون تمام 23 سال رسالت پيغمبر نزد خدا بي ارزشه،كسي كه ميگه هرسوالي داريد از من بپرسيد علم من به آسمونها كمتر از علم به زمين نيست،كسي كه 1400 سال پيش امروز مارو ديده و گفته، عقب افتاده و خرافه و افسانه هستي بعد الگو كسي است كه تمام فكر و خيالش اينه كه دخترش به سگ حساسيت داره و چطوري سگش رو ببره تو كاخ سفيد،درد رو ميبيني؟حسين افسانه هست و شراب خواران و سگ بازان مقدس،همين الان كه اين مطالب رو مي نويسم شبكه تلويزيون پخش مستقيمه و همه منتظرند تا پرزيدنت امريكا همراه سگ عزيزش تشريف بيارند و وارد كاخ مجللش بشه،همه دنيا منتظرند براش ميز گرد برگزار كردند و حرف ميزنند ولي 1كانال پيدا نميشه حرفي از تو بزنه.

آخرش چي ميشه؟كجا ميريم؟نبايد جواب بديم؟آيا ما اصليتمون دنياست؟اينجا ساكن هستيم يا مسافريم؟آيا نمي ارزه اينجا تو فراواني ذخيره كنيم و اون دنيا كه قحطيه استفاده كنيم؟حواسمون كجاست ؟ دنيا خيلي باشه 100ساله ها!همه لذت اون دنياست ها،نه بهت ميگند بكن نه ميگن نكن نه تشر مي زنن،نه بدي وجود داره،آزادي هركاري بكني،هرجايي بري،هرچي ميخواي بخوري،بيماري وجود نداره،غصه نيست،گرفتاري نيست،شادي و بزم و تفريح اونطرف قشنگ تره ها!نمي ارزه يكم صبر كنيم تا بريم خونه اصليمون،با احترام وارد سرزمين مادريمون بشيم؟

دوستانی که ماهواره دارند و هدفشون استفاده صحیح از ان است و قصد آشنایی با دین اسلام رو دارند عده ای جوان در امریکا شبکه ای راه انداخته اند و به دینشون خدمت میکنند.برنامه های خیلی آموزنده ای دارد که می ارزه به تمام شبکه های داخلی و خارجی.خوبه استفاده کنیم:

شبکه سلام(فرکانس:۲۷۵۰۰/وی/۱۱۴۷۰)

نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387| ساعت 13:14| توسط فرشاد | |