تبليغاتX
حســـــــــــــین«ع»،همـــــدم تنهایی من


حســـــــــــــین«ع»،همـــــدم تنهایی من

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

 

از وینستون چرچیل درخواست شد تا در یک مدرسه ابتدایی که زمانی در آن تحصیل می کرد سخنرانی کند . مدیر مدرسه به دانش آموزان گفت که متفکر دنیای غرب تا دقایقی دیگر برایتان سخنرانی خواهد کرد . وبه آنان  پیشنهاد کرد که قلم و کاغذی به دست گرفته سخنان او را یاداشت کنند . وینستون چرچیل پس از آنکه پشت تریبون قرار گرفت نگاهی به اطراف خود کرد و گفت : هیچوقت ، هیچوقت ، هیچوقت تسلیم نشوید . و سپس در جایش نشست .

 

یک راند دیگر مبارزه کن ، وقتی پاهایت چنان خسته اند که

به زور راه می روی یک راند دیگر مبارزه کن ، وقتی بازوهایت

چنان خسته اند که قدرت گارد گرفتن نداری ، یک راند دیگر مبارزه

کن وقتی که خون از دماغت جاری است و چشمانت سیاهی می رود

و چنان خسته ای که آرزو می کنی حریف مشتی به چانه ات بزند و

کار را تمام کند یک راند دیگر مبارزه کن و به یاد داشته باش مردی

که همواره یک راند دیگر مبارزه می کند هرگز شکست نمی خورد .

(( جیمز کوربت ))

 

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387| ساعت 7:18| توسط فرشاد | |