حســـــــــــــین«ع»،همـــــدم تنهایی من
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
در یکی از افسانه ها ی شرقی آمده است که : شاهزاده ای در خارج شهر مشغول گردش بود . به بیماری (( وبا )) برخورد کرد و پرسید : این بار چند هزار نفر را می خواهی به دیار نیستی بفرستی ؟ بیماری وبا جواب داد : هزار نفر را . در زمان دیگری بیماری (( وبا )) را ملاقات کرد . او را شماتت کرد که چرا عهد شکنی کردی و به جای هزار نفر پنج هزار نفر را نابود کردی ؟ در جواب گفت : نه همه آنها را من نکشتم بلکه چهارهزار نفر از ترس مردند . نتیجه : واقعیت این داستان شرقی را از ضرب المثل فارسی تائید می کند : ترس برادر مرگ است . کلمه ( worry ) در زبان انگلیسی به معنای (( نگرانی )) از یک واژه قدیمی انگلوساکسون به معنی خفگی گرفته شده است . اگر کسی محکم گلوی شما را بگیرد به طوری که راه هوا مسدود شود ، همان کاری را کرده است که شما با نگرانی که زیاد با خویش میکنید . (( نورمن وینسنت پیل )) فرق اساسی بین هر فرد عادی و انسانی مبارز اینست که فرد مبارزه را پدیده ای مبارز طلبی می انگارد ، حال آنکه انسان عادی پدیده ها را به چشم نعمت یا مصیبت می نگرد . (( دون خوان )) فقط در ناملایمات است که فضایل انسان به اوج خود می رسد . در غیاب باد یک توده پنبه مانند یک قله کوه استوار است . (( مثل هندی )) سلام چه میکنید با این سریال سوالهای مطرح شده که تمومی نداره؟میخوام از داستانهایی که قبلا میگذاشتم تو وبلاگ و آخرشم نتیجه گیری بود مثل اون دختره که آخر سر از چین در آورد ولی باید این سوالها رو تمام کنم چون الان این واجب تره شما هم حوصله کنید و حالا که من دارم این مطالب رو مینویسم منت نهاده و مطالعه کنید چون این ها رو از جایی کپی نمیکنم که کار 2 دقیقه باشه برای هرکدوم چند ساعت زمان برده پس مطالعه کنید نهایت آخرش برام یه انتقاد میگذارید دیگه.البته دیگه انتقادی باشه الان جواب عمومی نمیدم اگر شخصی باشه جواب میدهم البته اگر بلد باشم ولی مخوام یکم از این حال و هوا وبلاگ رو بیرون بیارم از اربعین هم قالب رو عوض میکنم خوبه؟ خوب اما موضوع این پست: یکی دیگر از سوال هایی که امروزه درباره امام زمان مطرح میشود طول عمر آن حضرت است.از آنجا که گفته شد ایشان در سال 255ھ.ق به دنیا آمده اند پس در حال حاضر که سال 1429ھ.ق است ایشان باید 1429سال سن داشته باشند که برای عده ای این سوال مطرح میشود که چگونه ممکن است انسانی عمری چنین طولانی داشته باشد؟ سرچشمه پرسش چنین سوالی این است که امروزه عمر ها حدود 80 تا 100 سال است و حتی دیدیم و شنیدیم کسی حدود 140 و 150 سال عمر کند اما 1174 سال با توجه به این سن ها محدود با عقل ما جور در نمی آید.لذا افراد یا منکر امام زمان میشوند یا می گویند که ایشان هنوز به دنیا نیامده که با عقل جور در بیاید و تازه مورد دیگر که تعجب و شک را بیشتر میکند این است امام حسن (ع) می فرماید:در هنگام ظهور امام زمان ایشان در سیمای جوان زیر 40 ساله آشکار میشوند.(بحارالانوارج51ص109).حالا اگر قبول کنیم ایشان 1174 سال سن دارند پس باید یک پیر مرد خمیده باشند ولی در روایات نقل شده ایشان جوانی در حدود40 ساله است.پس 2 سوال مطرح میشود:1- چطور یک انسان 1174 سال عمرمیکند و همچنان در حال عمر هستند2_ چطور میشود که سیمایش 40 ساله باقی بماند؟ جواب سوال 1:ابتدا باید این را گفت که درست است آدم امروز با عقل خودش این امر را باور نمیکند ولی عمر طولانی از نظر عقل و دانش بشری غیر ممکن نیست.برنارد شاو میگوید:از اصول علمی مورد پذیرش همه دانشمندان بیولوژیست،این است که برای عمر بشر نمیتوان حدی تعین کرد و حتی دیر یستی نی مسئله مرز ناپذیری است.(راز طول عمر امام زمان-علی اکبر مهدی پورص13)همچنین پرفسور «اتینگر»مینویسد:به نظر من با پیشرفت تکنیک ها و کاری که ما شروع کرده ایم بشر قرن 21 خواهد توانست هزاران سال عمر کند(مجله دانشمند سال 6 ش6 ص 147) هم اکنون هم در گوشه و کنار جهان کم نیستند افرادی که بر اساس شرایط خوب آب وهوا و تغذیه مناسب و غیره نزدیک به 150 سال و گاهی بیشتراز آن عمر دارند. اما بهتر است به سراغ قرآن برویم و از او بشنویم: 1- سوره الصافات آیه 144: اگر او(یونس ع)در شکم ماهی تسبیح نمیگفت تا روز رستاخیز در شکم ماهی می ماند. میبینیم که عمر جاوید(تا رستاخیز)از نظر قرآن برای انسان و ماهی امکان پذیر است.خوشبختانه کشف ماهی 400 میلیون ساله در سواحل ماداگاسکار امکان چنین عمری را برای ماهی عینی میکند(کیهان،ش6413،22/8/1343). 2- سوره عنکبوت آیه 14:به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم پس 950 سال در میان آنها درنگ کرد. آنچه که در این آیه بیان شده طول عمر پیامبری آن حضرت است ولی برای آن حضرت طول عمر را 2450 سال بیان کرده اند(کما الدین،ج2،باب 46 ح 3 ص309) 3- در روایتی از امام سجاد بیان شده که فرمودند:در امام مهدی(ع)سنت و شیوه ای از زندگی حضرت نوح است وآن طول عمر است.(کمال الدین،ج1 باب 21 ح4 ص591) 4- سوره نساء آیه 157:...و هرگز او را(حضرت عیسی)نکشتند و به دار نیاویختند بلکه امر به آنها مشتبه شد...به یقین او را نکشتند بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد که خداوند توانا و فرزانه است. 5- تورات-ترجمه فاضل خانی-سفر پیدایش باب 5 آیات 5-32:...تمام ایام آدم که زیست 950 سال بودکه مرد...جمله ای ایام«انوش»950 سال بود که مرد...و تمامی ایام«قینان»910 سال بود که مرد...پس جمله ایام«متوشالح»969 سال بود که مرد. و نمونه های دیگر مثل اصحاب کهف و... اما در آخر باید قدری در این سوال درنگ کرد و باید این سوال را از خودمون بپرسیم: ا به اعتقاد همه ادیان آسمانی تمام ذرات در اختیار خداوند است و تاثیر همه علت ها بر معلول ها به اراده او بستگی دارد. او خدایی است که از دل کوه شتری بیرون میآورد و آتش را بر ابراهیم(ع)سرد و سلامت میکندو دریا را برای موسی و پیروانش خشک کرده و از میان 2 دیوار آبی عبور میدهد(سوره انبیا69و سوره شعرا63)آیا از اینکه به عصاره انبیا و اولیاو آخرین ذخیره الهی و نهایت آمال همه ادیان و تحقق بخش وعده بزرگ قرآن ناتوان خواهد بود؟آیا خداوند قادر نیست که عمر انسانی را 1174 سال قرار دهد؟این محال عقلی و ذاتی است که خداوند نا توان باشد. اما سوال دوم و سیمای 40 ساله حضرت که ثابت هست و خواهد بود: در جواب این سوال هم همان که در بالا گفته شد کافی است. خداوند قادر است هرکاری را انجام دهد.اما برای درک بیشتر مثالی میزنم.خداوند در وجود انسان موهای مختلفی قرار داده مثل موی سر،که بعد از چند هفته که رشد کرد باید آن را کوتاه کنیم و یا ناخن که رشد میکند و آن را کوتاه میکنیم.اما سوال اینجااست آیا ما موی موژه چشم رو هم کوتاه میکنیم؟آیا موژه هم مثل موی سر رشد میکند؟خدایی که میتواند اندازه موژه را ثابت نگه دارد پس قادر است که سیمای انسانی را هم ثابت نگه دارد. ما باید در این گونه سوالها از قدرت خداوند غافل نشویم... سلام بر همه دوستان راستش فکر نمی کردم موضوع (عزاداری تا کی؟؟؟) اینقدر طول بکشد ولی یکی از دوستان که بهم لطف داشته و به مطالب اهمیت داده و آنها را نقد کرده بود از من درباره درستی مطالبم و حقیقت آن مدرک خواسته بود که من این حرفها را از هوا آوردم و اینجا مینویسم یا نه برای آنها مدرک دارم. این دوست من چند مورد را در درباره رد مطالبم بیان کردند که چون در نظرات عمومی نوشته بودند و امکان داشت برای بقیه دوستان هم شبهه شود و یا شاید سوال باشد این بار به کمک قرآن و کتب معتبر شیعه و سنی از حرفها و گفته هایم دفاع میکنم و سعی در روشن کردن مطالب دارم وگرنه هیچ کدام را از خودم نمیگویم و چون وظیفه داشتم وقت گذاشتم واز کتب کمک گرفتم.(در اینجا بگویم که اصلا قصد مقابله با کسی را ندارم و میخواهم اطلاعاتی درست بهم تا اشتباهاتمون رفع بشود وگرنه نه قصد توهین دارم نه با انتقاد مخالفم.) پس سوال ها را مطرح می کنم و جواب میدهم: 1- شما پرسیدید که کی هستیم؟ من انسانم. اشرف مخلوقات روی زمین. ولی آیا این میتواند دلیل گریه برای امام حسین باشد؟ جواب:ابتدا به سوال اول من قدری دقت کنید. سوال این بود که ما تا کی عزاداری کنیم میخواهیم به زندگیمون برسیم.درسته؟ حال جوابی که من دادم و گفتم از کجا آمدیم ... من این ترجمه آیه (انا لله و انا علیه راجعون) را دلیل بر گریه بر حسین (ع) نیاوردم که البته بی ربط هم نیست ولی من این آیه را در جواب افرادی که به خاطر غرور گریه بر حسین را عار میدانند و اینکه فقط میگویند میخواهیم به زندگی مون برسیم اون هم زندگی مادی من این آیه را بیان کردم تا یادمان باشد این دنیا فنا شدنی است و خودمان را در این دنیا غرق نکنیم. رفقا مگر شک داریم که حسین زنده است و جاوید می ماند(سوره آل عمران آیه 169،سوره بقره آیه154) اگر این طور نبود مثل مردگان در قبرستان بعد 1 هفته از یاد میرفت.البته من اینجا در باره گریه بر حسین فعلا بحث ندارم و حرفم روی جواب این 3 سوال هست.جواب سوال اول گفته شده من انسانم اشرف مخلوقات ولی خدا در قرآن به همین اشرف مخلوقات میفرماید میدانی که هستی؟ما انسان را از نطفه آمیخته و مختلطی [از مواد عناصر]آفریدیم و او را از حالتی به حالت دیگر و از شکلی به شکلی در آوردیم،سپس او را شنوا و بینا کردیم*ما راه را به او نشان دادیم....(سوره الانسان آیه 1و2و...)پس دقت کنیم خدا به قول ما میگه اشرف مخلوقات جوگیر نشی تو چیزی نبودی ما ما ما به تو اجازه زندگی دادیم این در جواب کی هستیم؟.از کجا آمدیم؟من کاملا مخالفم که ما از هیچ آمدیم همانطور که اشاره کردم ما قبل از همه در عالم ذر بودیم و عالم ذر هیچ نیست و آنجا بود که خدا به ما همه انسانها فرمود و در قرآن هم هست که الستُ بربکم؟(آیا من پروردگار شما نیستم)و همه گفتند بلی.ولی در این دنیا همه فراموش کردیم جز یک عده.در جواب به کجا میرویم؟ حال که موافقیم اعمال این دنیا در سرنوشت آن دنیا تاثیر گذار است با توجه به آیات مکرر در قرآن برای اهل بیت مثل آیه مشهور 59 سوره نسا (اطیعوالله و اطیعو الرسول....)و آیه 30 سوره روم و نیز شفاعتی که در قرآن توسط اهل بیت ذکر شده آیا سعادت در آن دنیا با حسین بودن است یا بدون او؟.البته در مورد شفاعتی که برای گریه بر حسین شامل ما میشود بعدا ذکر میکنم. 4- از نظر شما اعتقاد به دین به چه معناست؟ آیا منظور شما از اعتقاد به دین, اسلامه و شیعه جعفری؟ من در عجبم شما چطور در مورد کسی که ندیدید و معلوم نیست که اصلا چنین کسی وجود داشته باشد میگویید که ما بیشتر میفهمیم یا ایشان؟ یعنی ما مسائل را بدون اینکه بررسی کنیم صرفا به خاطر اینکه اماممان اینگونه گفته( که اگر هم ایشان وجود داشته باشند همچین حرفی نمیزنند) باید بپذیریم؟ پس عقل برای چیست؟ اگر قرار بود ما هر حرفی را که به امامان نسبت میدهند بپذیریم دیگر عقل برایمان لازم نبود جواب:به نظر من اعتقاد به دین یعنی ایمان به خدا،عدالت،نبوت،امامت(12 امام)،معاد است به همراه فروع دین.و همچنین گفته امام صادق:کسی که 4 چیز را انکار کند از ما نیست:معراج،سوال قبر،وجود بهشت و جهنم،شفاعت(بحار النوارص 196)وهمچنین مسئله رجعت.کسی که به همه اینهاایمان نداشته باشد نمیگویم کافر است نه مسلمان است ولی دینش کامل نیست چون آخرین و کامل ترین دین اسلام است حال امکان ارد که ما هم اسلام را پذیرفتیم فقط اعتقاد به بعضی مسائل داشته باشیم نه ایمان پس ما هم دین را کامل قبول نکرده ایم. اما در باره سوال من که گفتم امام زمان در عزای جدش خون گریه میکند و باید به او ایمان داشت شما میگید خون گریه کردن دروغ است و چون ایشان را ندیدیم پس امکان دارد وجود نداشته باشد من سوالم این است مگر ما خدا را دیدیم؟ مگر فقط دیدن با چشم دلیل وجود چیزی است؟یعنی اگر یکی از بستگانمون در منزل ما نیست پس آن شخص از اول نبوده است؟ ایشان اگر از ابتدا غیبت کبری داشتند و کسی ندیده بود شاید حرف شما درست بود ولی مگر ایشان 69 سال بر مردم حکومت نکردند؟ جواب:خداوند اراده کرده است تا ناپاکی و آلودگی را از شما اهل بیت برطرف کرده و شما را پاک و طاهر گرداند(احزاب 33) شیعه وسنی از پیامبر نقل میکنند که ایشان فرمودندهرکس بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است(بحار الانوار ج51 ،ح7،ص 160) در جایی دیگر نقل میکنند که پیامبر فرمود به راستی 2 چیز را در میان شما به امانت میگذارم:قرآن و اهل بیتم تا وقتی به آن چنگ بزنید هرگز پس از من گمراه نخواهید شد(بحارالانوار ج2 ص 100) ضرورت وجود امام: اسلام آخرین دین و پیامبر(ص) آخرین پیامبر خداست.پس اسلام باید پاسخگوی تمام نیازهای بشر تا قیامت باشد.از طرفی قرآن اصول و کلیات احکام و معارف الهی را بیان کرده است و تبیین و توضیح آن به پیامبر(ص) واگذار شده است(سوره نحل آیه 44).پیامبر مطابق نیازها و ظرفیت جامعه اسلامی زمان خود به بیان آیات پرداختند و لازم است برای او جانشینان لایقی باشد که همچون او متصل به دریای بی کران علم خدا باشند تا آنچه را که پیامبر (ص) تبیین نفرموده است بیان کنند و نیازهای جامعه مسلمین را در هر زمان پاسخ گویند.یافتن و شناختن امام تنها بوسیله خداوند که دانای آشکار و نهان است امکان پذیر است(بقره،124).پس اگر ما هم بنده های خدا هستیم برای ما هم خداوند امام برگزیده چون در غیر این صورت عدل او زیر سوال میرود. آخرین امام شیعیان و جانشین پیامبر در سپیده دم نیمه شعبان سال 255 ھ.ق(868 میلادی) در سامرا یکی از شهر های عراق به دنیا آمد.پدرش امام حسن عسکری و مادرش نرجس خاتون است.(کمال الدین،ج2،باب 41،ح 1 ص 132)-(بحار الانوار،ج5،ح29،ص22)و( جلد 14 ص 11)در مورد چگونگی ولادت ایشان از زبان عمه امام حسن عسکری در کمال الدین ج2ب42ح1ص143 بیان شده است.و در همان جا نقل شدهکه حضرت در گهواره سخن میگفتند به مانند حضرت عیسی و به فضل و قدرت خداوند. آیات و روایات: سوره انبیا آیه 105:همانا در زبور پس از ذکر[تورات]نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد. امام باقر میفرماید:مقصود از بندگان شایسته امام مهدی(عج)و یارانش هستند.(تفسیر قمی،جلد 2 ص52) سوره قصص آیه 5:و ما اراده کردیم بر مستضعفان زمین،منت نهیم و آنان را پیشوایان مردم و وارثان زمین قرار دهیم. علی(ع) میفرماید:منظور از مستضعفان خاندان پیامبرند.خداوند پس از تلاش و رنجشان«مهدی»این دودمان را بر می انگیزد و آنان را به اوج شکوه و عزت و اقتدار میرساند و دشمنانش را به سختی ذلیل میکند(غیبت طوسی ح143 ص 184) بخشی از آیه 86 سوره هود:...بقیه الله برای شما بهتر است اگر مومن باشید. امام باقر می فرماید:وقتی مهدی(عج)ظهور کند به دیوار کعبه تکیه زند و اولین سخنی که به زبان می آورد این آیه است.سپس ممی فرماید:انا بقیه الله فی ارضه و خلیفته الله و حجته علیکم«من بقیه الله در زمین و جانشین او حجت او برای شما هستم.پس هرکسی میخواهد بر او سلام دهد میگوید:اسلام علیک یا بقیه الله فی ارضه. امام مهدی در نگاه دیگران: آن حضرت علاوه بر کتب شیعه در فرهنگ اعتقادی سایر فرقه های اسلامی نیز بیان گریده است. بسیاری از مفسران سنی در کتب تفسیری خود بیان نموده اند که در بعضی از آیات قرآن به ظهور حضرت مهدی در آخر الزمان اشاره دارد.مانند فخر رازی(التفسیر الکبیر ج16ص 40)و قرطبی(تفسر القرطبی ج8 ص121)همچنین اکثر محدثان ایشان احادیث آن حضرت را نقل نموده اند که در معتبر ترین آنها مثل«صحاح سته» و مسند احمد حنبل پیشوای مذهب حنفی وجود دارد و بعضی هم کتب مستقل درباره آن حضرت نوشته اند مانند ابو نعیم اصفهانی در مجموعه الاربعین و سیوطی در کتاب العرف الوردی فی اخبار مهدی(ع).و نیز محمد صیق مغربی که در رد گفتار ابن خلدون کتابی نوشته و عبدالمحسن بن حمد العباد در مقاله ای به شبهات ابن خلدون پاسخ داده است. در زمینه روایات 2 روایت نقل شده از اهل سنت را بررسی میکنیم: پیامبر:اگر از [عمر] دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد حتما خداوند آن یک روز را طولانی می کند تا آنکه مردی از خاندان مرا در آن بر انگیزد که هم نام من است.(سنن ابو داود،ج2ح4282ص106) پیامبر:مردی از خاندان من قیام میکند که در نام و سیرت شبیه من است.او جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد همانگونه که از ظلم وستم لبریز گشته باشد(معجم کبیرج 10 ح10229 ص83) بخشی از جاماسب نامه زرتشت:...پیغمبر عرب،آخر پیامبران باشد که در میان کوه های مکه پیدا شود...و با بندگان خود چیز خورد و به روش بندگان نشیند...و دین او اشرف ادیان باشد و کتاب او باطل کننده همه کتاب...و از فرزندان دختر پیغمبر که خورشید جهان و شاه زمان نام دارد،کسی پادشاه شود در دنیا به حکم یزدان، که جانشین آخر آن پیغمبر باشد...و دولت او تا قیامت متصل باشد...(ادیان و مهدویت ص21) خوب دیگه به نظر من ادله کامل تر لازم نیست و همین مطالب برای اثبات امام زمان کفایت می کند. اما درباره خون گریه کردن امام زمان: زیارت ناحیه مقدسه میتواند به عنوان محکم ترین سند تاریخی عزای حضرت ولی عصر در عزای جد مظلومش مطرح شود.علامه مجلسی سند این زیارت را از چندین نفر از بزرگترین فقهای شیعه مانند:سید شریف مرتضی(علم الهدی)و شیخ مفیددر المزار و شیخ محمدبن مشهدی در المزار الکبیر ذکر نموده است که این زیارت از امام زمان رسیده است.در بخشی از این زیارت معتبر امام زمان میفرماید یا جداه! اگر روزگار مرا به تاخیر انداخت و مقدرات الهی مرا از یاری تو باز داشت و نبودم تا با آنان که با تو جنگیدند بجنگم و با کسانی که با تو اظهار دشمنی کرند خصومت نمایم،پس در عوض شب و روز برایت اشک می ریزم و به جای اشک، برایت خون گریه میکنم. همانطور که در بالا گفتم امام از طرف خداوند برای تبیین سنت و قرآن برگزیده شده پس چطور میشود عقل کوچک ما که 1 دقیقه یگر نمیتواند خبر دهد برتر و بالا تر از امامی باشد که این مقام را دارد من هم از شما در عجبم میگید امام هم اشتباه میکند و ما باید از عقل خودمون استفاده کنیم.اگر قرار بود حکومت اسلامی و حفاظت از تحریف دین و قرآن به انسان گمراه و اهل اشتباه بیافتد الان دینی نبود و هم اینکه باید پس بگوییم خدا هم که او را برگزیده اشتباه کرده.نه امام معصوم است و آگاه به امور حال و آینده و هدایت مردم فقط لایق اوست و عقل هم اشتباه میکند ولی امام عاری از هرگونه اشتباه است و همین طور که در بالا گفتم خداوند ر قرآن میفرماید یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم(ای کسانی که ایمان آورده اید خدا و رسول و صاحبان امر خودتان را اطاعت کنید)نساء59 پس اطاعت از امام بر ما واجب است. اما در مورد سوال بعدی که گفته شده(من دنیا را فقط مادی نمیبینم. به خدا و جهانی غیر از این جهان اعتقاد دارم ولی گریه کردن برای حسینو اشتباه میدونم.شما با توجه به چه منابعی میگویید آدم به ائمه توصل کرد و اولین روضه رو خدا برای آدم خوند؟ یعنی خدا برای حسین ناراحته؟)اجازه میخواهم در وقت دیگر بررسی کنم چون خیلی مطلب طولانی شد.امیدوارم قضیه حل شده باشه چون مطالب با سند محکم از کتب معتبر شیعه و سنی و قرآن بود و جای سخنی باقی نمی ماند. از همه دوستانی که مرا تحمل کردند ممنونم و اگر طولانی شد باید ببخشید علی رغم میل باطنیم که نمیخواستم مطالب وبلاگم فقط جنبه دینی داشته باشد ولی باید از حرفهایی که زدم دفاع میکردم و امیدوارم اون دوست خوبم هم از این مطالب جواب خودش را گرفته باشد.البته چند سوال دیگر رو هم آماده کرده ام و در روز های بعد جواب میدهم.شاد باشین. 2 – عربستان که اسلام از آنجا شروع شده و همه چیش درسته حتی موقع نماز همه مغازه ها رو می بندند و می روند به نماز، اونها عزاداری در ماه های حرام را ممنوع کردند(از جوانی در تاکسی شنیدم) جواب ۲:این عربستانی که سنگش رو به سینه میزنیم چیه؟ کیه؟ کی گفته دین و خدا پرستی آنها کامل است (البته نه همه) خدا در قرآن میفرماید خواندن سوره سجده دار نماز را باطل میکند ولی آنها میخوانند. آن هم از روزه که هروقت حال کنند اول ماه و آخر ماه اعلام میکنند و خیلی چیز های دیگه.عربستان صاحب مردمی است که نوادگان همان هایی هستند که شمشیر بر پیشانی علی زدند حسین را کشتند.عربستان کاملا سیاسی شده با قدیم فرق دارد. تمام خرج اسرائیل علیه لبنان را عربستان داد.کشوری است که پر شده از فرقه کثیف وهابیت که حتی در مدینه اجازه ایستادن در مقابل ضریح پیامبر را نمیدهند. و اینکه موقع نماز مغازه ها تعطیل میشوند بله درسته ولی نه برای نماز کسی که رفته بود برای من تعریف کرد که اگر مغازه را تعطیل نکنند سربازهای اطراف بازار به زور تعطیل میکنند و کلی هم جریمه میکنند.آن شخص تعریف کرد که دیدم موقع اذان مغازه ها را تعطیل کردند و رفتند پشت یک ماشین نشستند و سیگار کشیدند تا نماز تمام شود.ما باید به امام زمان خود اتکا کنیم. 3- موضوع اصلی و چیزی که من تازه برای آن جواب پیدا کردم این است که: عده ای معتقدند که احساسات با تکرار واقعه عاشورا مغایرت نداره ولی عقل با تکرار مخالفه.آدم عاقل شادی رو ول نمیکنه همش گریه کنه. آدم عاقل آمریکا رو ول نمی کنه بچسبه به این ایران با این اسلامش.آدم عاقل میخوره میپوشه فقط خوشی میکنه خدا به آدم عقل داده شما مگه عقل ندارید چسبیدید به ماتم و عزا بابا عقل میگه شادی کن(در یک کلام احساس مخالف عقله و این کار ها با عقل مغایرت داره.) جواب ۳:در مورد موضوع سوم و اینکه احساس تکرار را دوست دارد ولی عقل با آن مخالف است.سوال قشنگ و گول زننده ای می تواند باشد.تعریف ما از عقل چیست؟ در اینجا من می خواهم احساس را کنار بگذارم و تفاوت عقل با وهم را بررسی کنم.بله این ها که شما میگویید هیچکدام عقل نیست همه وهم است و ما به اسم عقل میشناسیم.(مثل هوس و عشق که این روز ها هوس با نام عشق عامل دوستی های خیابانی شده که پس از ارضا از بین میرود و منجر به جدایی میشود). این که حسین 1400 سال قبل بوده، این که آدم شادی را با غم عوض نمیکند، بهشت و جهنم همین دنیا است، آدم باید بخوره و خوش گذرونی کند، مگه این ها که نماز نخواندند را چیکار کردندو ... همه وهم است نه عقل. وهم میگوید فقط لذت،فقط شادی، فقط دنیا ،فقط پیروی از هوای نفسانی و ارضای نیاز های شهوانی با یک نگاه ساده در این موارد و هم در موارد 1 و 2 میبینیم این چیز ها و این لذت ها در حیوان هم وجود دارد و چیزی که در حیوان باشد عقل نیست چون فقط انسان عقل دارد.عقل میگوید فقط خدا،عقل میگوید حسین ، 14 معصوم، غرق نشدن در زندگی دنیا یی، عقل میگوید دنیای جاوید آخرت است برای آن برنامه ریزی کنیم.عقل میگوید بنده خدا باشیم نه بنده جوامع غربی و پول و ثروت این ها هم بت پرستی است عقل میگوید با توسل به حسین (ع) می توانیم در این دنیا و آن دنیا سعادت مند شویم.عقل با وهم فرق دارد دچار توهم نشویم.... مدتی بود میخواستم بحث تازه ای راه بیاندازم در مورد مطالبی که تو این ماه محرم از گوشه و کنار ها به گوشم میرسید. و از اینکه بعضی ها به بی راهه میرفتند ناراحت بودم و قصد داشتم با دانش کم خود به آنها کمک کنم.منتها یا فرصت نمی شد و یا از حوصله ام خارج بود ولی وظیفه ام دانستم در محضر شما دوستان درسهایی که یاد گرفتم را پس بدهم تا شما با نظر هایتون به من نمره منفی یا مثبت دهید.(امیدوارم ارزش قائل شده و تا آخرش بخونید) موضوع در باره عزاداری برای سید الشهدا بود و اینکه بعضی ها نا خواسته و بدون اطلاع حرف هایی را به زبان می آوردند که دقیقا خواسته ی وهابیت بوده و است.موارد شنیده شده این ها بود: 1-آقا ما تا کی باید عزاداری کنیم؟ 1400 سال پیش یه اتفاقی افتاده الان به جای رسیدن به زندگی مون همش کارمون شده عزاداری.مردم ما عادت کردند به عزاداری از 12 ماه سال 13 ماهش رو در عزا هستند همش دوست دارند بزنند تو سرشون؟؟؟ 2 – عربستان که اسلام از آنجا شروع شده و همه چیش درسته حتی موقع نماز همه مغازه ها رو می بندند و می روند به نماز، اونها عزاداری در ماه های حرام را ممنوع کردند(از جوانی در تاکسی شنیدم) 3- موضوع اصلی و چیزی که من تازه برای آن جواب پیدا کردم این است که: عده ای معتقدند که احساسات با تکرار واقعه عاشورا مغایرت نداره ولی عقل با تکرار مخالفه.آدم عاقل شادی رو ول نمیکنه همش گریه کنه. آدم عاقل آمریکا رو ول نمی کنه بچسبه به این ایران با این اسلامش.آدم عاقل میخوره میپوشه فقط خوشی میکنه خدا به آدم عقل داده شما مگه عقل ندارید چسبیدید به ماتم و عزا بابا عقل میگه شادی کن(در یک کلام احساس مخالف عقله و این کار ها با عقل مغایرت داره.) دیگه ادامه نمیدم به همین 3 مسئله کوتاه میپردازم.البته دوست داشتم به هر ۳ سوال با توجه به دانش اندکم جوابی در حد خودم در همین پست بدهم ولی متاسفانه چون جواب آن ۲ سوال هم به همین اندازه شد و ترسیدم که جواب ها در حوصله خوانندگان نگنجد تصمیم گرفتم هر سوال رو در بخش جداگانه در ۳ پست مختلف جواب دهم. 1-آقا ما تا کی باید عزاداری کنیم؟ 1400 سال پیش یه اتفاقی افتاده الان به جای رسیدن به زندگی مون همش کارمون شده عزاداری.مردم ما عادت کردند به عزاداری از 12 ماه سال 13 ماهش رو در عزا هستند همش دوست دارند بزنند تو سرشون؟؟؟ جواب: مشکلی که ما پیدا کردیم این است که فراموش کردیم کی هستیم؟از کجا اومدیم؟ به کجا می رویم؟ اگه جواب این 3 سوال را بدونیم هیچ وقت اسیر این حرف های دشمنانه نمیشویم.کسانی که به این سوال اعتقاد دارند به نظر من دنیا را فقط مادی میبیند. ما آفریده خدا هستیم از عالم ذر به این دنیا پا گذاشتیم(عالم ذر-عالم کمر پدر-عالم رحم مادر-دنیا-برزخ-قیامت)یعنی از خدا آمدیم و به سوی او باز میگردیم.چون میترسم از حوصله شما خارج شود کوتاه جواب می دهم. اولا پدر ما بابا آدم وقتی از بهشت رانده شد و به زمین نزول کرد برای پذیرش توبه اش بوسیله توسل به اهل بیت و گریه، نزد خدا رفت و با بردن نام مقدس حسین خدا توبه اش را قبول کرد و اولین روضه را خدا برای بابا آدم ما خواند و او گریه کرد. دوم اینکه اگر معتقد به دین باشیم می دانیم بر ما واجب است که از امام زمان خویش تقلید کنیم و تبعیت کنیم در این که شکی نیست.امام زمان می فرماید در مصیبت جدم روزی 3 مرتبه در صبح و ظهر و شام گریه میکنم و اگر اشکم تمام شود خون گریه میکنم.ما بیشتر میفهمیم یا امام زمان؟ اين شعر توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره : وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم، وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم، وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم... و تو، آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي، وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي، وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي، و وقتي مي ميري، خاکستري اي... و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟ دختری مراکشی بود . پدری داشت که با نخ ریسی روزگار را می گذراند . صنعت دست پدر رونق یافت و پولی به هم زد و دخترش را به گردش در آبهای مدیترانه برد . کشتی در نزدیکیهای مصر به کام طوفان افتاد . پدر جانش را از دست داد . دختر به ساحل افتاد . در آنجا خانواده ای که حرفه اشان نساجی بود او را نزد خود بردند و به او پارچه بافی یاد دادند . تا اینجا دختر ازآخرعاقبت خود خیلی هم شاکر بود . اما این عاقبت به خیری خیلی هم طول نکشید . چند سال بعد دختر در ساحل توسط برده دزدی ربوده شد که کشتی اش در سمت استانبول در حرکت بود . دختر را به بازار برده فروشی برد . مردی که سازنده دکل کشتی بود به این بازار رفت تا برده ای بخرد که وردستش باشد . وقتی چشمش به دختر افتاد دلش برای او سوخت . او را خرید و به خانه برد تا کمک همسرش باشد . اما دزدان دریایی محموله این مرد را دزدیدند و برای خرید برده های دیگر دستش خالی ماند . مرد و همسرش و دختر به ناچار از اول تا آخر دکل سازی را خود به عهده گرفتند . دکل ساز که دختر را لایق دید آزادی اش را به او بخشید و شریک کارش کرد که سبب شعف دختر شد . روزی مرد دکل ساز از دختر خواست با یک محموله بار دکل به جاوه برود . اما نرسیده به سواحل چین کشتی با طوفان شدید روبه رو شد . یک بار دیگر آب دختر را به ساحلی بیگانه برد و یک بار دیگر دخترک به شکوه از تقدیر به زاری افتاد . پرسید : (( چرا چرا باید تمام اتفاقات بد برای من بیفتد ؟ )) هیچ پاسخی نشنید . ازروی ماسه ها بلند شد و رو به شهر رفت . افسانه ای در چین حکایت می کرد که روزی یک زن خارجی پیدا خواهد شد که برای امپراطور خیمه ای خواهد ساخت . چون هیچ کس در چین صنعت چادر سازی را نمی دانست . تمام مردم چین که شامل نسلی بعد از نسل امپراطوران هم می شد چشم به راه وقوع این افسانه بودند . سالی یکبار امپراطور فرستاده هایش را روانه شهرها می کرد تا هر جا که چشمشان به یک زن خارجی بیفتد او را به دربار ببرند . در تاریخ یاد شده زن کشتی شکسته به حضور امپراطور رسید . امپراطور توسط مترجم از او پرسید آیا می تواند چادر بسازد؟ (( فکر می کنم میتوانم .)) زن طناب خواست اما چینیها طناب نداشتند . پس زن با به یاد آوردن دوران بچگی و بزرگ شدن زیر دست پدر ریسنده ابریشم خواست و آن راریسید و طناب را بافت . بعد تقاضای پارچه کرد اما چینیها پارچه نداشتند . پس زندگی خود را با نساجها به یاد آورد و پارچه مناسب چادر را بافت . بعد تقاضای دیرک چادر کرد .اما چینیها دیرک نداشتند پس زندگی خود را با دکل سازها به یاد آورد و دیرک چادر را ساخت . وقتی تمام این لوازم آماده شد کوشید تمام چادرهایی را که در زندگیش دیده بود یاد آورد . سرانجام خیمه ای ساخت . امپراطور از ساخت خیمه و به تحقق رسیدن پیشگویی افسانه مبهوت شد . به دختر گفت هر آرزویی دارد بگوید تا او برآورده سازد . دختر با شاهزاده ای زیبا ازدواج کرد و با فرزندانش در چین ماندگار شد و سالیان سال خوشبخت و خوش زندگی کرد . نتیجه :این بدان معناست ، تمام فرصتهایی که ما برای ساختن خود و شکوفایی استعدادهای درونی بدان نیازمندیم نه در نقاط امن و بی خطر زندگی که در دل بحران ها و سختی ها ست که خود را به ما عرضه می کنند . چنانچه هست باید نخست در دل خاک بشکافد تا رازدلش در آفتاب عریان شود . شما نیز باید رنج (( شکافتن )) را تجربه کنید تا به (( شکفتن )) دررسید. (( جبران خلیل جبران ))
2- پرسیدید که از کجا اومدیم؟ من از هیچ آمده ام. ولی این هم دلیل گریه برای امام نیست.
3-به کجا میرویم؟ به دنیایی دیگر غیر از این دنیا. اعمال این دنیای ما در سرنوشت ما در دنیایی دیگر تاثیر گذار است. ولی آیا گریه کردن در این دنیا تاثیری در سرنوشتمان خواهد داشت؟![]()
![]()
| |









