تبليغاتX
حســـــــــــــین«ع»،همـــــدم تنهایی من


حســـــــــــــین«ع»،همـــــدم تنهایی من

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

 

  

اگر نمیتوانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی

بوته ای در دامنه کوهی باش

ولی بهترین بوته ای باش که در کنار راه می روید

اگر نمی توانی درخت باشی، بوته باش

***

اگر نمی توانی بوته ای باشی، علف کوچکی باش

و چشم انداز کنار شاهراهی را شادمانه تر کن

اگر نمیتوانی نهنگ باشی، فقط یک ماهی کوچک باش

ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه!!!

***

اگر نمی توانی شاهراه باشی، کوره راه باش

اگر نمی توانی خورشید باشی، ستاره باش

در این دنیا برای همه ما کاری هست

کارهای بزرگ و کارهای کمی کوچک تر

تو را با بردن و باختنت اندازه نمی گیرند

هر آنچه که هستی، بهترینش باش

نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386| ساعت 0:55| توسط فرشاد | |

در بیمارستانی ، دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند . اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم‌اتاقیش روی تخت بخوابد.

آنها ساعت‌ها با یکدیگر صحبت می‌کردند، از همسر، خانواده، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می‌زدند.

هر روز بعد از ظهر ، بیماری که تختش کنار پنجره بود ، می‌نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می‌دید برای هم‌اتاقیش توصیف می‌کرد. بیمار دیگر در مدت این یک ساعت ، با شنیدن حال و هوای دنیای بیرون ، روحی تازه می‌گرفت.

این پنجره ، رو به یک پارک بود که دریاچه زیبایی داشت مرغابی‌ها و قوها در دریاچه شنا می‌کردند و کودکان با قایقهای تفریحی‌شان در آب سر گرم بودند. درختان کهن ، به منظره بیرون ، زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده می‌شد. همان طور که مرد کنار پنجره این جزئیات را توصیف می‌کرد ، هم‌اتاقیش چشمانش را می‌بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می‌کرد.

روزها و هفته‌ها سپری شد.

یک روز صبح ، پرستاری که برای حمام کردن آنها آب آورده بود ، جسم بی‌جان مرد کنار پنجره را دید که با آرامش از دنیا رفته بود . پرستار بسیار ناراحت شد و از مستخدمان بیمارستان خواست که مرد را از اتاق خارج کنند.

مرد دیگر تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند . پرستار این کار را با رضایت انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد، اتاق را ترک کرد.آن مرد به آرامی و با درد بسیار ، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد . بالاخره او می‌توانست این دنیا را با چشمان خودش ببیند.

در کمال تعجت ، او با یک دیوار مواجه شد.

مرد ، پرستار را صدا زد و پرسید که چه چیزی هم‌اتاقیش را وادار می‌کرده چنین مناظر دل‌انگیزی را برای او توصیف کند !

پرستار پاسخ داد: شاید او می‌خواسته به تو قوت قلب بدهد. چون آن مرد اصلا نابینا بود و حتی نمی‌توانست دیوار را ببیند...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386| ساعت 1:15| توسط فرشاد | |

سلام.

عید سعید فطر مبارک.ماه رمضان چطور بود؟برای من که خوب بود.رفقا مطالب ذیل بعضی از اندوخته های من در ماه رمضان است که یاد گرفتم.گفتم بنویسم تا اگر نمیدونید شما هم یاد بگیرید.و از شما هم میخواهم که اندوخته هاتون رو بگید تا منم یاد بگیرم. 

۱- در جوشن کبیر یکی از اسماء خدا یا رفیق است.باید قدر رفیقمون رو بدونیم. به خودش قسم هیچ رفیقی مثل او پیدا نمیکنیم ، همه چیز میده و هیچ چیزم نمیخواد. اگر یکی از دوستامون یه کاره کوچک برامون انجام بده براش چه میکنیم؟ حالا برای خدا که تو رفاقت کم نذاشته و میگه اگر بندگانم میدونستند که چقدر دوسشون دارم میمردند چه میکنیم؟

۲- انفاق! انفاق! انفاق! خدا بارها در قرآن مخصوصا جزء 1 بارها فرموده انفاق کنید. خدا هم در عوض برکت و رزق و روزی بیشتری به ما میدهد.من اینو امتحان کردم و کاملا درکش کردم. شده روزی 100 ت برای انفاق تو صندوق صدقات بندازیم برای انفاق.

۳-حورالعین که در قرآن زیاد اشاره شده فقط مخصوص مرد ها نیست. اگر قرآن راجع به زنها حرفی نزده برای غیرت و حیای قرآن بوده.

۴_ قرآن و نماز و اعمال دیگر زنده هستند. درباره نماز شنیدم روایت است که در پایان وقت ادای آن به عرش میره و در کنار نماز دیگران برای سنجش قرار میگیرد و اگر کسی نمازش را نخواند و از وقتش بگذرد تو سر صاحب نماز میزنه و میگه خاک بر سرت که منو پیش خدا ضایع کردی.حواسمون به نماز باشه تا دیگر ضایع نشودو همچنین دیگر اعمال.

۵- اگر جبرئیل به اندازه آیات قرآن بر پیامبر وارد شده به اندازه 2 برابر آیات بر امیر المؤمنین علی (ع) وارد شده است. و هر وقت خواسته آیه ای بر پیامبر نازل کنه باید اول خدمت علی (ع) میرفته . چون پیامبر شهر علم است و امیرالمؤمنین باب آن و جبرئیل برای رسیدن خدمت پیامبر باید از باب علم داخل میشده و خارج میشده.

۶- روزی اصحاب دیدند پیامبر دست علی (ع) را گرفته اند و دارند مدام بوسه میزنند. گفتند یا رسول الله این چه کاریه؟ حضرت فرمودند: علی (ع) نزد خدا از من محبوب تر است.

۷-ملائکه به حضرت آدم سجده نکردند بلکه به آدمیت سجده کردند و آدمیت هم چیزی نبود جزء وجود امیرالمؤمنین علی (ع) .

۸- کسی که آدم و حوا را فریب داد ابلیس بود.شیاطین ذریه او هستند و زاد و ولد دارند و همه سربازان ابلیسند هم سواره نظام و هم پیاده نظام.هم از جن هستند و هم از انس.و ابلیس فرشته نبوده ، جن بوده.

۹-نفس انسان از شیطان قویتر است چون شیطان در رمضان زندانی است و انسان فریب نفسشو در این ماه میخوره.

۱۰-روایته وقتی 2 نفر در خلوت گناه میکنند خدا میفرماید ملائکه روی آن دو نفر را بپوشا نید تا دیگر ملائکه آنها رو نبینند و شما هم برید و تا قیامت آنها رو نبینید.

خوب شما چی یاد گرفتید.نوبت شماست... 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386| ساعت 1:9| توسط فرشاد | |

  

 به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی

ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم(۱)تو چه میدانی شب قدر چیست؟(۲)شب قدر بهتر از هزار ماه است.(۳)فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای[تقدیر و تنظیم] هر کاری نازل می شوند(۴)این شب تا بر آمدن سپیده دم [سراسر]سلام و رحمت است(۵)

 

امام عليه عليه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده مي‌شود، پس از درگذشت پيامبر نيز اين شب صاحباني دارد

شب قدر، بزرگترين، شريف‌ترين، پر ارج‌ترين و پر رمز و رازترين شب‌ها در گردونه زمان است كه قلم‌ها در وصفش مي‌شكنند و زبان‌ها در توصيفش قاصر و عقل و تدبيرها در فهم آن مبهوت و متحير مي‌مانند.

وصیت حضرت علی (ع) در ساعات پایانی عمر شریفش:

بسم الله الرحمن الرحیم

این آن چیزی است که علی پسر ابوطالب وصیت میکند....همانا نماز و عبادت و حیات و ممات من از آن خدا و برای خداست....

فرزندم حسن!تو و همه فرزندان و اهل بیتم و هرکس را که این نوشته من به او برسد ، به امور ذیل توصیه و سفارش میکنم.

1-تقوای الهی را هرگز از یاد نبرید. کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید.

2-ارحام و خویشاوندان را از یاد نبرید؛...

3- خدا را!خدا را! درباره یتیمان! مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند.

4-خدا را!خدا را! درباره قرآن؛مبادا دیگران در عمل به قرآن بر شما پیشی گیرند.

5- خدا را! خدا را! درباره نماز؛ نماز پایه دین شماست.

.

.

20- از خدا بترسید که کیفر خدا شدید است.

... همه شما را به خدا می سپارم . سلام و درود حق بر همه شما.

(منبع:کتاب علی (ع) از زبان استاد مطهری نوشته عباس عزیزی ص۲۲۵)

سخنی چند با دوستان:

خوب اینم ماه رمضان امسال. افسوس که چه زود گذشت!!! دیگه افتادیم تو سرازیری، مهمانی خدا رو به اتمام هست. آیا تا امروز مهمان خوبی بودم؟؟؟ آیا بعد این ماه جبران میکنم این مهمانی رو؟؟؟قدر این شبهای قدرو بدونیم رفقا.تو این سه شب با خدمون خلوت کنیم ببینیم چه کردیم. اونایی که روزه نگرفتند یکم فکر کنید ببینید چرا خدا ازتون دعوت نکرد چون مطمئن باشید با اختیار خودتون این کارو نکردید، اونایی که به علت مریضی روزه نگرفتند فکر کنند چرا خدا این نعمت روزه رو ازشون گرفت، و اونایی که روزه گرفتند فکر کنیم ببینیم آیا از ما قبول میکنند. راستش یه کم دلم گرفته بود و ناراحت بودم که اینارو میگم شاید بازم نظر بدید که مطالبت طولانیه ولی اینجا جاییه که میشه حرف دلتو بزنی. وقتی آدم میبینه یکی با یه غرور و مثلا کلاسی میگه روزه نیستم یا نماز نمیخونم مگه اوملم، مات و مبهوت میمونه. واقعا به کجا داریم میریم؟ قصد نصیحت ندارم چون در حدش نیستم ولی خواستم به عنوان عضو کوچک وبلاگ نویسا یادآوری کنم که رفقا یادمون باشه کی بودیم از کجا امدیم و به کجا میرویم؟ این سه شب به اینا فکر کنیم اول خودم بعد شما. تو این دنیا قدرتمند تر و با وقارتر از علی که نبود آیا بندگی کسی رو کردن که همه چی رو او به ما داده مایه بیکلاسی و بی شخصیتی ماها میشه؟

هنوزم دیر نشده بیایم از شبهای قدر شروع کنیم.

منو ببخشید زیاد پر حرفی کردم. تو این شبای قدر منم یاد کنید...

نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386| ساعت 17:3| توسط فرشاد | |

سلام دوستان.

ممنون از نظرات همتون كه به همدم تنهايي من لطف داريد.

من به علت مسائلي مدتيه كه از اين جمع دور بودم. اگه خدا كمك كنه اين هفته آپ ميكنم و مثل گذشته فعالتر ميشم.

با تشكر

فرشاد 

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386| ساعت 18:14| توسط فرشاد | |