حســـــــــــــین«ع»،همـــــدم تنهایی من
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
آرامش یعنی.....نظرشما چیست؟ حاکمی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.
آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اولی ، تصویر دریاچهء آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ، و اگر دقیق نگاه می کردند ، در گوشه چپ دریاچه ، خانه کوچکی قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.
تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود.
این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجه پرنده ای را می دید . آنجا ، در میان غرش وحشیانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکی ، آرام نشسته بود.
حاکم، درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جایزه ء بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :
" آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است." سلام بر ماهی که روزها بر آن فخر نفروشند و سر فرازی نکنند، سلام بر ماه همایون پارسایان، ماه روشن دیدار در شب بی کرانه انسان، ماه یقین، ماه کتاب مبین. سلام بر ماه شور شوکت ایمان و روح رحمت رحمان. سلام بر ماه خجسته جان، سلام بر رمضان. روضه رمضان بهارستان جان هاست و سرسبزی ایمان ها؛ دل از عطش دیدار در تاب است و جان از چشمه سار نیایش، سیراب؛ دست ها پیچک سبز دعاست و چشم ها چشمه شوق. رمضان، تماشاگه فطرت مهربان الهی است؛ ماهی که آغازش مهر، میانه اش آمرزش و فرجامش رهایی از آتش است. و رمضان وادی یاد است. رمضان آیین صبر جمیل است و روزه دار، آیینه دار صبوری مؤمنانه. آنگاه که ایمان در میان است، کاستی تن، بهای افزونی جان است. بر تن روزه دار، بالاپوش تقوا است. الهی! روزه، راز خاکساری بر حضرت کبریایی توست؛ اگر به پاداش این خاکساری، جان ما را به رفعتگه لطف لطیفت بر نیاری، حلقه کوب کدام در شویم؟ خدایا! اینک رمضان، وادی مقدس یادگزاران توست؛ طور دلداری و سینای یاد توست. جان از نقش غیر تو پرداخته ایم، جامه دلدادگیت بر تن جان کرده ایم و پای افزار پیوند خاکی از پای دل کنده ایم. حال در چشم انداز باورمان درخت روشن دیدار برویان و از شب محض بی تویی به خورشید خانه وصالمان بیار. الهی! ای پروردگار روشنی با شکوه، ای بی مثالی نور، ای نور نور نور، ای یاد مهربان تو خورشید های همیشه امیدواری، ای نام نورانی ات ستارگان ایمنی جان، از روشنان یاد تو و فروغ نام توست که رمضان، آسمان روشن جان ماست.... و اینک موسیقی ستاره می وزد بر غفلت شبانه خاک... عجب صبری خدا دارد ! فريب ما مخور آقا دروغ مي گوييم چه کسانی می توانند یاران راستین امام باشند؟ در واقع او تمام مدت فكر مي كرده كه ديگران او را تشويق مي كنند دیگران در حال تشویق ما هستند در واقع او تمام مدت فكر مي كرده كه ديگران او را تشويق مي كنند آهنگ خاوران می کنیم، و به سوی چشمه ی خورشید می شتابیم... به خاورستان تابناک ِ فروغ ازلی هدایت چشم می دوزیم، و به آهنگ فرا رسیدن طلایع روزهای نورانی، خویشتن سرشار می سازیم... از سر امواج موّاج اثیر سپیده دمان می گذریم، و دل را از پرتوی تولای آن مهر درخشان می افزاییم، و دست طلب به سوی آفاق هستیها دراز می کنیم، و آن جان جانها را می طلبیم... از مَـفـازه های تاریک می هراسیم، و از وادیهای ظلمت میگریزیم، و دل به طلب نور می سپاریم... درخششهای فجر امید را مشعل راه می کنیم، و به آفاق نور بار مطلع انوار خیره می شویم... ... و بدینگونه میرویم تا گامی در راه خورشید شناسان خورشید طلب بنهیم، و تا خاک راه خورشید طلبان خورشید شناس را توتیای چشم کنیم... این است مهدی ـــ علیه السلام ـــ و این است حتمیت او، تولد و بقای او، تاثیر او ، ظهور او ، و شورش و انقلاب او، و تاسیس حکومت او... که خواهد شد. بعثت، فرود آمدن نور است در طبیعت. غدیر، تداوم حکومت نور است در زمین. عاشورا، ذبح عظیم است برای نجات دادن حکومت نور. و مهدی، انفجار نور است در استغراق ظلمت. هرچه جهان ظلمانی تر گردد، و تاریک تر شود، طلب روشنایی لازمتر و محسوس تر خواهد شد. هنگامی که آفاق را ظلمت فرا گیرد، نورشناسان نور طلب به پا می خیزند، و به بیداری جامعه و آماده سازی یاران مهدی دست می یازند، تا همه در جستجوی خاور انوار بر آیند، و تا به طلب «طلعت رشیده»و «غرّه حمیده» بشتابند، و تا دست نیاز به در گاه خدای بی نیاز بردارند، و آن ذخیرۀ الاهی، و منجی نهایی را بطلبند. و روزی ، امواج این واقعه بزرگ ، در جام خورشید خواهد ریخت. و نسیمها از کران تا کران دشتها و آبادیها بر فضای چنان دولتی خواهد وزید. آنروز دیوار مساجد کوتاه خواهد گشت. عدل و مساوات همه گیر خواهد شد. نابسامانیها از میان خواهد رفت. ستمها و جهل ها از جهان رخت خواهد بست.دلها منور، عقلها کامل ، دانشها واقعی ، و جانها سرشار خواهد شد. زندگیها پاک ، و امتیازهای پست مادی نابود خواهد گردید. و آن روز ، همه جا و همه چیز ، نور خواهد بودونور ، و روشنایی خواهد بودو روشنایی، ذات همه چیز نورانی خواهد شد، و روح نور ، در همه جا و همه چیز ، حلول خواهد کرد... فرشاد:عید بزرگ نیمه شعبان و میلاد کامل کننده جهان هستی ، فریاد رس درماندگان، میثاق مؤکد و میعاد مسلم حضرت بقیة الله الاعظم امام زمان «عج» را به همه مسلمین جهان و شما دوستان عزیز تبریک می گویم... خدایا ، خداوندا! بر او درود فرست ، و فرج او او را نزدیک ساز ، و وعده ای را که به او داده ای به انجام رسان! او را از پرده غیب به در آر ، و با ظهور او گرفتاریها را بر طرف فرما! آمین...
/e42c5facb85893854e5a1e87434d5a3c.jpg)
/ramezan.jpg)
![]()
اگر من جای او بودم .
همان یک لحظه اول ،
که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،
جهانرا با همه زیبایی و زشتی ،
برروی یکدگر ، ویرانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم .
که در همسایه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ،
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم ،
بر لب ، پیمانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ،
که میدیدم یکی عریان و لرزان، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین زمین و آسمان را
واژگون ، مستانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
نه طاعت میپذیرفتم ،
نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،
پاره پاره در کف زاهد نمایان ،
تسبیحه ، صد دانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،
آواره و دیوانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم .
بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ،
سراپای وجود بی وفا معشوق را ،
پروانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،
تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد ،
گردش این چرخ را وارونه ، بی صبرانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش ،
بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،
در این دنیای پر افسانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !
چرا من جای او باشم .
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و، تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد ،
وگرنه من بجای او چو بودم ،
یکنفس کی عادلانه سازشی ،
با جاهل و فرزانه میکردم .
عجب صبری خدا دارد !

به جان حضرت زهرا دروغ مي گوييم
چه ناله اي چه فراقي چه درد هجراني
نيا نيا گل طاها دروغ مي گوييم
تمام چشم براهي و انتظار و فراق
و ندبه هاي فرج را دروغ مي گوييم
دلي که مامن دنياست جاي مولا نيست
اسير شهوت دنيا دروغ مي گوييم
زبان سخن ز تو گويد ولي براي مقام
به پيش چشم خدا هم دروغ مي گوييم
کدام ناله غربت کدام درد فراق
قسم به ام ابيها دروغ مي گوييم
خلاصه اي گل نرگس کسي به فکر تو نيست
و ما به وسعت دريا دروغ مي گوييم
نيا نيا گل طاها دروغ ميگوييم
براستی:

چند قورباغه از جنگلي عبور مي كردند كه ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند . بقيه قورباغه ها در كنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند كه گودال چقدر عميق است به دو قورباغه ديگر گفتند ديگر چاره اي نيست ، شما به زودي خواهيد مرد . دو قورباغه اين حرفها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان كوشيدند كه از گودال بيرون بپرند . اما قورباغه هاي ديگر ، دائما به آنها مي گفتند كه دست از تلاش برداريدچون نمي توانيد از گودال خارج شويد ، به زودي خواهيد مرد ...بالاخره يكي از دو قورباغه ، تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت . او پس از مدتي مرد .اما قورباغه ديگر با حداكثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي كرد . بقيه قورباغه ها فرياد مي زدند دست از تلاش بردار ، اما او با توان بيشتري تلاش كرد و بالاخره از گودال خارج شد .وقتي از گودال بيرون آمد ، بقيه قورباغه ها از او پرسيدند : " مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي ؟ "
معلوم شد كه قورباغه ناشنواست .
و اما شما چطور آیا به تشویقهای دیگران گوش می کنید و یا باز می ایستید .
یا به تعبیر شمس در میان باشی و تنها باشی.
ولی می توانی ...
/z4qrq.jpg)
/183420.jpg)

| |









