حســـــــــــــین«ع»،همـــــدم تنهایی من
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
کنج خرابه ای تاریک نشسته و زانوهایم را در آغوش گرفته ام و آرام اشک میریزم و شرمسارم. مدام تکرار می کنم اگر منو نبخشه چه کنم؟چه کنم؟اگه دیگه دوستم نداشته باشه چی؟ آخه بهش قول داده بودم تا بی وفا نباشم.قول دادم پای عشقمون بمونم. برام خیلی زحمت کشیده بود ولی من.. از درون دارم به حد انفجار میرسم.بغض نهفته در گلو در حال خفه کردنم هست. آری.آری کاش مرده بودم. ولی انتهای دل هنوز امید دارم.امید به بخشش و میدانم من را خواهد بخشید. چون من پشیمانم و او مهربان. او غافر است و من مذنوب و گنه کار بلند فریاد می زنم ای پناه بی پناهان و ای خدای گنه کاران غلط کردم آمده ام تا از ابتدا شروع کنم و با کمکت بالاخره صعود خواهم کرد. سلام.سلام به تو زیباترین شهر
خدا.سلام به تو که هرسال سرسبزی و نشاط را برای ما به سوغات می آوری.سلام
به تو ای شهر نزول قرآن و خوبی ها.سلام به تو ای برادر و فامیل ما.آری ما
از طریق خدا با تو فامیل میشویم.هیچ معلوم هست تو کجا بودی؟چقدر دیر
کردی؟همش میگفتم نکند قبل رسیدنت من عازم سفر آخرت شوم و به استقبالت
نتونم بیام.خلی خوش اومدی.صفا آوردی.دنیای حقیر ما رو نورانی کردی.به خود
خدا که واسطه من و توست یک سال منتظرت بودم.به راستی چه کسی باور مکند من
یک سال منتظرت بودم.
دلم برای ندای یا علی و یا عظیم خیل تنگ شده بود برای افتتاح،ابو حمزة،و گوش دادن به نوای دل انگیز دعای سحر.
خدا
رو شاکرم که باز دیدمت،اما..
آره دوست خوبم باز من و تو در کنار هم هستیم و جای عزیزترین صاحب خونه
خالی است.با خودم میگفتم شاید امسال که میایی دیگر جایش خالی نباشد اما
نشد.
آری جای آقا و صاحب هردومون خالی است و اینگونه بهارمون آنچنان که باید
صفا نداره.خوش به حالت که لااقل تو لایق دیدنش هستی.هرسال که تو میای از
خدا میخوام که منم بتونم باهات بیام برای زیارتش هر روز دعا کنان میگویم اللهم ارزقنی حجّ بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام،اما گویی صدایی میگوید:کَلّا،ببند دهانت را.
من که لایق نیستم ولی تو که هر روز در کنارش مهمانی سلام من ناقابل رو هم برسون و بهش بگو:واغفر لی تلک الذنوب العظام،فانّه لا یغفرها غیرک.
---------------------------------------------------------------------------------------
درد و دلی با خدای مهربان در تنهایی خویش
بارالها!در این دنیای رنگارنگ
و پر از تناقض اگر رهایم کنی چه کسی برای من می ماند؟
تنهایم،تنها تر از همیشه،پر از غصه،ولی با همه این ها خدای من امید
دارم.امید به رحیمیتت.امید به قشنگ ترین اسمی که آفریده ای،امید به رحمة
الله الواسعة،امید به اسم حسین ات.
خدایا اگر بار سنگین گناهانم عامل رنجش و عذابم است جز تو چه کسی می تواند
آنها را ببخشد و بارم را سبک کند؟
اگر گنه کارم دلیل بر دشمنیم نیست.
اگر تو از من روی برگردانی من چه کنم؟اگر گناهانی که باعث مستجاب نشدن
دعاهایم می شود را نبخشی وای بر من.
پروردگارا!تو مهربانتر و رحیمتر و غافر تر از آنی که به من رحم نکنی.
خداوندا کمکم کن.بهم صبر بده و در برابر سختی ها مقاومم کن.
مولای من!خصومت و بدی ها و شر دشمنانم را به خودشان برگردان و به دوستانم
خیر کثیر عطا فرما.بار پروردگارا!مرا بیامرز،پدر و مادرم را بیامرز و پدر
و مادرشان را نیز هم و مومنین و مسلمین جهان را بیامرز.
محبوب من ما ار لحظه ای به خودمان وامگذار و عاقبت به خیرمان کن.
آمین یا رب العالمین (آرامش) خسته ام،خسته از ناملایمتی ها،از خروش طوفان ها،از امواج دریاها و تلاطم کشتی ها.راستی!به کجا چنین شتابان؟آه که آرامش چه واژه بی معناییست!گویی آرامش به غلط معنا شده است.آری این چنین است ارامش: «آ»گویی همان آزار است «ر»همان رنج «ا»همان اضطراب «م»همان مشکلات «ش»به معنی شر«مِن شرّالوسواس الخناس» آری اگر چنین باشد زندگی ام سرشار است از آرامش و من آرامم و آرامش چه زیباست و لذت بخش ![]()
![]()
![]()
